بودن یانبودن ...


سال ها در سازمان حفاطت محیط زیست خدمت وبسیاری از مسایل  را تجربه کرده ام، اما هرگز طی این 38 سال حتی در بدترین شرایط هم سازمان را این چنین منفعل، ناکارآمد و بی اقتدار ندیده بودم.متاسفانه مدت هاست ضعف و سومدیریت شدیدی بر سازمان حاکم است.این موضوع همراه با عدم برنامه صحیح، به جایی رسیده است که پرسنلی که روزگاری به کارشان عشق می ورزیدند و آن راعبادت می پنداشتند و سازمان نیایشگاهشان بود، حال براین باورند که بی جهت عمرشان رابرای هیج و پوچ تباه و زندگیشان را فدا کرده اند. اغلبشان بی انگیزه و با بی تفاوتی ایام را درحالت انفعال سپری می نمایند و درانتطارند شاید گشایشی شده و از این وضعیت رهایی یابند و بار دیگر سازمانی کارآمد و مدیرانی مقتدر داشته باشند. و البته تنها سرمایه خود را که همان دلبستگی و عشق به محیط زیست است با تمام ناملایمتی ها حفظ کرده و می کنند.

مشکل کنونی سازمان و محیط زیست،مدیریت و تیم مدیران اتفاقی و وارداتی آن است که متاسفانه با حس مالکیت معنوی و فیزیکی بر محیط زیست و سازمان آن را در ورطه نابودی قرار داده اند و هرگز به پرورش نیرو و استعدادهای داخلی سازمان فکر نمی کنند و تعلق خاطری به سازمان محیط زیست ندارند.

اما به چه قیمتی...؟؟
من اگر جای خانم ابتکار بودم عطای مدیریت رابه لقایش می بخشیدم ومی رفتم. چرا که به زعم تمام متخصصین مدیریت، مهمترین سرمایه هر سازمانی نیروی انسانی آن  است و هم اکنون بدنه کارشناسی و اجرایی سازمان دیگرخواهان و پذیرای ایشان و همراهانشان نیستند و قطعا تمام تلاش ها در جهت تثبیت جایگاه مدیریت فعلی با وجود تیم ناکارامد راه به جایی نخواهد برد و اعتماد از دست رفته این سرمایه انسانی باز نخواهد گشت.
همه می دانیم که خانم ابتکار بیش از آن که یک فرد محیط زیستی باشند فردی سیاسی هستند وافراد سیاسی علاقمندند همیشه در صحنه سیاست و مدیریت حضور داشته و برسرزبان ها وروی آنتن رسانه ها باشند و از فراموشی نزد افکار عمومی وحشت دارند. اما ایشان تقریبا تمام جایگاه سیاسی خود را از دوره مدیریت قبلی خود در محیط زیست بدست آورده اند پس به سازمان و محیط زیست مدیونند و اکنون وقت آن رسیده که دین خود را ادا و خدمت بزرگی به محیط زیست کشور و خودشان بنمایند و دغدغه های سیاسی خود را در جایگاه دیگری دنبال و سازمان را به نیروهای اصیل آن بسپارند. واینگونه از دستاوردهای پیشین خود نیز حفظ وحراست کنند.

ناکارامدی سازمان محیط زیست ازشعار تاعمل...

امروز عده ای شعار ناکارامدی سازمان محیط زیست سر می دهند و چاره ان را در انحلال سازمان وادغام ان می دانند.اما نکته ای که از ان غافل اند دلیل این ناکارامدی است.چگونه است زمانی که نام سازمان را در محافل دولتی به دلیل مقاومتش در برابر تخریب ها محیط ایست گذاشته بودند و سازمان را موی دماغ دولت معرفی می کردند اما همین سازمان اکنون دچار ناکارامدی شده.ایا دلیل ان را در جایی غیر از پردیسان باید جستجو کرد.در دولتی که اولین مصوبه اش زیست محیطی بود ورییسش در سازمان ملل دولت خود را دولت محیط زیستی معرفی می کند چرا باید سازمان محیط زیستش ناکارامد باشد.ایا این تناقض نیست .ایا ریشه این تناقض غیر از مدیریت ناکارامد خانم ابتکار وتیمش است.پس چرا عده ای دنبال پاک کردن صورت مساله یعنی انحلال سازمان هستند.باید علت ناکارامدی را درمان کرد. شاید انحلال سازمان را عده ای راه حل مسالمت امیز خداحافظی تیم مدیریت فعلی با پردیسان بدانند وبرای همین دنبال ان باشند.اما این کار اخرین میخ بر تابوت محیط زیست خواهد بود. ای کاش خانم ابتکار با استعفای خود حداقل مانع کوبیدن این میخ اخر شود واین تنها خدمت را به محیط زیست کشور بنماید.

بوم را بردار و من را آدمی دیگر بکش
چهره ام را لطف کن یک ذره زیباتر بکش،

خالق تصویر! تقدیر من از نو بساز،
یا خرابم کن شرابم کن و تا ته سر بکش،

مهربان!
سرنوشتم را برایم یک کمی بهتر بکش،

لطف کن یا از قفس هایم مرا بیرون بیار،
یا به روی میله های آن برایم در بکش...

افتخار

سی و چهارسال افتخار خدمت در راه حفظ محیط زیست ایران عزیز ,فرصت بودن در کنار عزیرانی را فراهم ساخت که هر کدام تمام زندگی وداشته های خود را به پای عشق خود به محیط زیست در طبق اخلاص گذاشته بودند.انسان هایی از جنس آسمان که حافظان زمین خدا بوده و هستند. محیط بانان و کارشناسان و مدیرانی که روز و شب خود را با دغدغه محیط زیست سپری می کنند و عاشقانه برایش می سوزند.
عشقی که تمام تار وپود وجوشان را فراگرفته وخارج از چارچوب های معمول ومعقول شغلی در راه هدف مقدسشان ثابت قدم نگهدارشان بوده...
اکنون فراغت از این سالهای سخت وشیرین مبارزه برای حفظ محیط زیست, شاید فرصت دیگری است برای تماشای این بوستان سرسبز و زخمی از جور ندانم کاری ها و افراط و تفریط ها از زاویه ای دیگر.
سالهاست که خادم محیط زیستم بااین تفاوت که تاسال 90 درخط مقدم حفاظت محیط زیست بودم وحال در حکم ناظری که دغدغه ان را دارد و با ابتدایی ترین امکانات نظرات خود را ابراز می دارد شاید کمکی باشدبه آنها یی که امروز در خط مقدم این مبارزه می رزمند.
و خدایا تو شاهدی که هرگز در برابر متجاوزین و زیاده خواهان و... کوتاه نیامده ام مگر دستوری کتبی از مافوق رسیده باشد .
وانچه هم اکنون می گویم و می نویسم جز برای رضای تو و ادامه این مبارزه نیست.
که به فرموده شیخ اجل
تنگ چشمان نظر به میوه کنند
ما تماشا کنان بستانیم...

جهان چون زلف وخط وخال وابروست

که هرچیزی به جای خویش نیکوست

اگریک ذره رابرگیری ازجای

خلل یابد همه عالم سراپای