مردی که زیادی می دانست
آقای دکتر اصیلیان از مدیران کل استان ها دعوت کرده بود در این جلسه شرکت کنند. از بس جلسات تکراری و یکنواخت شده بود، کمتر حضور پیدا می کردم و معمولا آقای مهندس جلالوندی معاون اداره کل شرکت می کرد اما در این جلسه شخصا حضور یافتم.
زمانی که رسیدم جلسه شروع بود و آقای اصیلیان پشت تریبون در حال سخنرانی بود. جای خالی دور میز ندیدم اما در کنار صندلی رییس جلسه یک جای خالی بود و همان جا نشستم. جلوی هر صندلی و روی میز، پوشه حاوی برنامه جلسه و دفترچه ای که اسامی آزمایشگاه های معتمدی که از سازمان مجوز داشتند وجود داشت. از مجموع صد و چهار آزمایشگاه معتمد لیست شده، تعداد شصت و پنج مورد آن دولتی بودند واغلب مربوط به ادارات آب و فاضلاب کشور... می شدند.
از ابتدا که این طرح توسط آقای دکتر حجت ارایه و اجرایی شد، با آن مخالف بودم، چرا که شرایط اجرایش مهیا نبود و نه تنها باری از روی دوش سازمان بر نداشت بلکه خود موجب دردسر و مشکلات فزاینده ای شد که در یادداشت جداگانه ای به آن خواهم پرداخت.
سرانجام نوبت به آقای مجید یزدانی مشاور عالی رییس سازمان رسید.
ایشان پشت تریبون رفت و درباره طرحش در خصوص آزمایشگاه های معتمد سخن گفت. ماحصل سخنانش این بود که سازمان مجوز پنج هزار آزمایشگاه را می دهد و هر یک از آنها در حدود بیست نفر را به کار می گیرند که در نهایت صد هزار شغل ایجاد می شود. حرفایش اعصابم رو بهم ریخت و طاقت نیاوردم و در بین صحبت هایش ازش پرسیدم: فقط بگو این عدد پنج هزار را از کجا آورده ای؟
بلافاصله جواب داد: صدوق جان حالا چهار هزار تا!!!
پیش خودم گفتم اگه دو کلمه دیگه بپرسم به تدریج احتمالا به زیر هزار نیز می رسد.
بدلیل رفاقت بیست ساله ای که با هم داشتیم ملاحظه اش کردم و دیگر سوالی نکردم.
سایر مدیران محافظ کار و ملاحظه کار هم طبق معمول حرفی نمی زدند و بیشتر شنونده بودند تا آسیبی به جایگاه آنها وارد نشود.
تحمل شنیدن صحبت های آقای یزدانی برایم سخت بود لذا جلسه را ترک کردم و در سالن پذیرایی آقای لاهیجان زاده را در حال قدم زدم و صحبت با تلفن دیدم، همین که بنده را دید، نزدم آمد و با خنده و شوخی گفت: فلانی چکارش داری؟ بزار حرفش را بزند، گفتم: دارد می زند و کاری باهاش ندارم ولی این درست نیست هر کس هر چه که دلش میخواهد بگوید و رفتم در گوشه ای از سالن پذیرایی تنها نشستم.
بلاخره جلسه تمام شد و آقای یزدانی به داخل سالن آمد و بعد از برداشتن چای و شیرینی در کنارم نشست. دوباره درباره این طرح صحبت کرد و خواست به شکلی نظر بنده رو جلب کند، و گفتم: مرد حسابی این طرح شدنی نیست و دلایلم را به ایشان شرح دادم که در کشور برای نه میلیون خودرو، فقط دو هزار و هفتصد جایگاه سوخت گیری وجود دارد و به دلیل اقتصادی نبودن این جایگاه ها، کسی حاضر به سرمایه گذاری در این زمینه نیست حال مگر چه تعداد واحد صنعتی برای پایش از طریق آزمایشگاه وجود دارد که می خواهید شما چهار هزار و یا بقول خودتون پنج هزار آزمایشگاه معتمد دایر کنید!!!
اغلب صنایع دارای تکنولوژی های روز و حتی High_Tech هستند و قرار نیست روزانه آنها پایش شوند.
اگر چه از صحبت هایم خوشش نیامد ولی تا حدودی قانع شد و دیگر حرفی برای گفتن نداشت.
دکترای علوم محیط زیست و مدرک کارشناسی شیمی از دانشگاه تبریز و فوق لیسانس مهندسی محیط زیست .علاوه بر این، کارشناسی ارشد رشته جامعه شناسی را نیز دارا هستم .